اولین سحر ماه مبارک رمضان 92 را میگذرانم ... متفاوت تر از همیشه

پ.ن1: دیروز عصر با دوستان صمیم و حمیم رفتیم فیلم "گذشته" را دیدیم. قبلش نقدهایش را خونده بودم و اصلا حس خوبی به این فیلم نداشتم، " کلا دید خوبی به کارگردان این فیلم نداشتم" اما وقتی فیلم را دیدم .. نظرم تغییر کرد. معانی بسیار عمیقی داشت و تلنگرهای بجایی .. و پر از درس بود.

در راه بازگشت تا منزل داشتم خودم را مرور میکردم و از خودم پرسیدم چقدر فرصتهای زندگی را همینطور تباه کردم و از دریچه نگاه دیگران (ego parent .. ego world)  افراد، اعتقادات و باورها، و زندگی را تحلیل و بررسی و نقد کرده ام؟! و تا بحال چقدر فرصت زیستن و یادگیری را از خودم سلب کردم؟!

پ.ن2: جمعه هم دیداری با دوستان دیگری داشتیم و ... حس میکنم دارم از برخی زخم هایم گذر میکنم، و به کارکرد صحیح عقده نزدیک میشم. شاید خودشیفتگی باشه، اما حس قطره ای در راه پیوستن به دریا را دارم.

پ.ن3: قرار بود راجع به دستاوردهایم از 3 جلسه کلاس "عقده ها" بنویسم. چهارشنبه شب در شور خاصی بسر میبردم و خیلی میل به نوشتن داشتم، اما فرصتش را نداشتم. الان فرصتش را دارم اما ... عجیب میل به ننوشتن دارمسوال 

هرکه دارد سر سودای خدا، بسم ا...  /  هرکه دارد عشق مهمانی ما، بسم ا...

میزبانان سحر منتظر مهمانند  /  هرکه خواهد سحر اهل بکا، بسم ا...

روزه یعنی عطش روضه ی لب های حسین علیه السلام  /  هرکه دارد هوس کرببلا، بسم ا...