چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد


من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی
خویشتنی

از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم

از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وا نکنیم

من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند

من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون
آویزد

دشتها نام تو را می گویند
کوهها شعر مرا می خوانند

کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند

در من این جلوه ی اندوه ز چیست؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه؟

حرف را باید زد
درد را باید گفت ...     " حمید مصدق "

پ.ن: محمد مطهری  یادداشتی با عنوان "مشکل اصلی ما فتنه های درون است" نوشته و نقدی بر اخلاق انتخاباتی کرده. نوشته هایش به دلم نشست، خصوصا آنجا که هشدار داد:

 مسئولیت «اصلی» و «اولیه» ما رساندن نفس خود به جوار رضوان الهی است ...

رهبر بزرگوار انقلاب به درستی بر تکمیل نکردن «پازل دشمن» تأکید دارند. در یک  نظام اسلامی تکمیل نکردن پازل دشمن فقط یک راه دارد و آن این است که ملاک انتخاب ما در کارها تکمیل «پازل خداوند» باشد که نتیجه قهری آن  بر هم زدن «پازل شیطان» است. اگر ما پازل الهی را تکمیل کنیم، پازل دشمن خود به خود به هم خواهد ریخت چرا که خداوند به یاری ما خواهد آمد: «ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم (محمد(ص)/7)». اما اگر هدف اصلی، تکمیل نکردن پازل دشمن باشد گاهی تصویرسازی در مقابل دشمن، ما را چنان به منافع خود مشغول می سازد که ناگهان چشم باز کرده می‌بینیم که پازل شیطان را تکمیل کرده ایم. اینجاست که  «با خدا باش هر چه خواهی کن» جای خود را به «با ما باش هر چه خواهی کن» خواهد داد.

 چه زیبا هشدار می دهد آن چشمه جوشان عرفان  و واصل به حقیقت "بهجت عارفان" که در چهارمین سالگرد عروجش به سر می بریم: «هیچ چاره ای از بلیّات دنیویه و اخرویه، داخلیه و خارجیه نیست مگر خدایی بودن و با خدا بودن و با خداییها معیت داشتن و تبعیت داشتن؛ باید بدانیم علاج ما اصلاح نفس است... باید زبان را کنترل کنیم به صورتی که باید 23 ساعت تأمّل و اندیشه کنیم و یک ساعت صحبت کنیم، بلکه شاید یک ساعت هم زیاد باشد».

 در رجب، ماه استغفار، از شر خود به خدای بهجت پناه می بریم.