از قدیم گفتن هیچ چیز بی حکمت نیست ... و صد البته راست گفتن!

این مدت که توفیق خدمتگزاری مهربان مادرم را دارم، چندباری با همسایه مهربان و بزرگوارشان هم کلام شدم. ایشان با وجود سن بالا هزارماشالله سرشار از انرژی و شوق به آموزش و پژوهش هستن، و یکی از امور مورد علاقه شان هم مشاوره و آموزش مباحث روانشناختی پیاژه است. چند روز قبل از سال جدید کتاب "امیل" -رساله ای درباب آموزش و پرورش- اثر ژان ژاک روسو را به من هدیه دادن که مشغول مطالعه آن هستم. متفکر این کتاب در مورد مراحل تربیت پسری به نام امیل بر اساس ایده های طبیعت گرایانه روسو است ... ایده روسو آن است که تربیت نوجوان نباید براساس تلقین ارزشهای اخلاقی، اعمال قدرت یا توقعات زیاد جامعه باشد وگرنه نوجوان از آنها دوری خواهد کرد. اگر هدف تربیت، شکل دادن شخص است، نباید هدف و روش را با هم اشتباه گرفت تا نتیجه غیرطبیعی به دست نیاید...

کتاب عمیقی است که برای اولین بار عجله ای برای به اتمام رساندنش ندارم. همیشه انقدر در مطالعه شتاب داشتم که یک شبه یک کتاب را تمام میکردم، الان حدود یکهفته است که کتاب دم دستم است و هرروز چند صفحه ای از آن میخوانم. نمیدانم این حس مطالعه نرم به خاطر مباحث کتاب است یا انرژیهای من تغییری کرده اند و اگه خدا بخواهد آرام تر شده ام و از شتاب و عجله همیشگی ام کاسته شده. سوال

پ.ن: دو روز دیگر مهربان خواهر از راه میرسدقلب ... پنج روز دیگر هم مدارس باز میشود ... و پیک و مشق عید گل پسر ما هنوز تمام نشده آخ ما از طرفی میخواهیم روانشناختانه برخورد کنیم و از طرفی از دست این مشقهای بی پایان جیغ مدار میشویم کلافه