«هل من ناصر ینصرنى؟! آیا کسى هست که مرا یاری کند؟»


یا رب الحسین

امام حسین (علیه السلام) سرسلسله ی شیدائیان عشق است، و شیدایی را به هرکسی نمیبخشد؛ شیدایی حق پاداش از خودگذشتگی است.. شهدا کلیدداران کعبه ی شیدایی هستند و کعبه ی شیدایی کربلاست.. شهیدسیدمرتضی آوینی

محرم و صفر زمان بالیدن است.. تمرین خوب نگریستن است.. نماد شعور مذهب است..

«هل من ناصر ینصرنى؟! آیا کسى هست که مرا یاری کند؟»

این «سؤال»، پرسش از تاریخ فرداى بشرى است، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏کند و دعوت شهادت او را به همه کسانى که براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید.

"فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛ براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این که زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده‏تر کیست؟ در تاریخ ما، کیست که به اندازه او حق داشته باشد که زندگى کند؟ و شایسته باشد که زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى کردن، آدمى را مسئول جهاد مى‏کند و حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شکل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مى‏کند نه وجود آن را ...
... او (امام حسین‏علیه السلام) فرزند خانواده‏اى است که هنر خوب مردن در مکتب حیات، را خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى‏فهمند و به همه آنها که پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى‏شود و حسین «وارث آدم» - که به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - که به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اکنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزد."  دکتر علی شریعتی