در مبحث انرژی زنانه آرتمیس بخشی از زندگیم را مرور کردم؛ در حال حاضر وضعیت آرتمیس ام  32  است، و میتوانم با  قطعیت بگویم که در سنین نوجوانی و جوانی این انرژی در من حدود 40  بوده. تعجب

خاطرات دوران کودکیم مملو از بازی های هیجانی با جمع پسران کوچکتر و بزرگتر از خودم است، درحال بالا رفتن از درخت، دوچرخه سواری، بازی فوتبال، تفنگ بازی و جنگیدن برای یک آرمان والا !

هیچوقت حوصله بازی با دخترهای لوس و نُنُر و خاله بازی را نداشتم. ظاهری پسرانه با موهای آلمانی کوتاه و اغلب در جمع پسران (یا دخترانی مثل خودم) نقش سرگروه را داشتم ... دوران خوشی بود که با ورود به برهه ی سن تکلیف و بلوغ دگرگون شد...  جو سنتی و مذهبی حاکم بر خانواده دیگر حضور مرا در جمع پسران قابل توجیه نمیدانست ... و از بازی و حضور در جمع پسران منع شدم! اعتراض میکردم و پاسخ میشنیدم: تو یک دختری و پسندیده نیست با پسران باشی... و من ناگاه تنها شدم، و دوستان بسیاری را از دست دادم ... زخم عمیق یتیمی!

آرام آرام در نتیجه این زخم عمیق وجودم مملو از نفرت شد نسبت به زنانگی خودم. متنفر شدم از خودم به خاطر اینکه یک دختر هستم و مملو شدم از بیزاری نسبت به جنس پسران بدلیل اینکه من همچون آنها آزاد نبودم ... عصبانی