این عنوان جدیدترین نوشته ی وبلاگ خانم منصوره مصطفی‌زاده است. مدتی است که با وبلاگ این مادرجوان روزنامه نگار آشنا شده ام و چیزهای خوب زیادی ازش یادگرفتم. اینبار هم مثل همیشه نوشته هایش را با شوق خواندم و از این همه صداقت لذت بردم و باید اعتراف کنم که منهم دقیقا باهاش موافقم، هرچند در عمل هنوز باهاش فاصله دارم.
بخشهایی از یادداشتش را مرور میکنم و باز هم میگم احسنت به این صداقت بیرحمانه تشویق تشویق این یعنی این که من مسئول زندگی خودم و انتخابهایم هستم تشویق

{ سرم را پایین نمی‌اندازم؛ بالا می‌گیرم و این جمله را می‌گویم: من هیچ کاری را به خاطر بچه‌هایم نکرده‌ام. این که بچه‌دار شدیم، این که دوران حاملگی را با همه سختی‌هایش گذراندم، این که زایمان طبیعی را انتخاب کردم، این که نوزادی سخت نرگس را با کولیک گذراندیم، این که اولش سر کار نرفتم، این که بعد سر کار رفتم، این که دوباره بچه‌دار شدیم و حاملگی و زایمان و نوزادی و... بقیه را گذراندیم، این که سر کار نرفتم و فعلا نمی‌روم، همه را چون خودم/خودمان خواستم/یم انجام دادم.

این اصلا چیز عجیبی نیست. اگر کسی غیر از این فکر می‌کند، باید برود فکرش را درمان کند. یعنی اگر کسی فکر کند در عالم کاری را جز برای خودش انجام داده، یا متوهم است، یا عارف واصل!

من عارف واصل نیستم (متاسفانه) وگرنه بلد بودم که سرم را پایین بیندازم و اعتراف کنم که این کارها را به خاطر "خدا" کرده‌ام. من یکی‌ام مثل همه آدمیزادهای خودخواه و خودبین که همه دنیا بر مدار خودشان می گردد. ما بچه‌دار می‌شویم چون خودمان دوست داریم. بچه‌هایمان را دوست داریم، چون به عشق‌شان نیاز داریم. اگر چیزی‌شان بشود، دق می‌کنیم، چون خودمان طاقتش را نداریم. پس دیگر ادعا برای چه چیزی؟ توقع برای چه چیزی؟ برای چیزهایی که خودمان خواستیم؟!   منبع : روزهای مادرانه}